تبليغاتX
نسل خرمالو

 

در دست احداث . . .

اینجا کارگران دست به اعتصاب زده اند! تهدید هم می کنند! ما مانده ایم و یک وبلاگ درب و داغون نصفه کاره و کلی آجر و ماله و آهک و سیمان که زیر دست و پامون ولو شدن!

یک!

صبح

کم   کم

به دنیا می آید

و این خورشید دورو

پـــرتــوهــای   زرد   رنــگِ

مثــل  آب  دهـن  مرده اش  را

به   رخ   من   می کشد

گرد مرگ می پاشد

روی ستاره ی

کوچولوی

چشمک زنی

که لم داده آن گوشه ی

سمت راست پنجره و به حرفهای

از  سر  ناچاری  من  گوش  می دهد .

خیلی چیز ها هست

که می خواهم بنویسم

اما

تا دست به قلم میشوم

یک چیز دیگر ...

یک فکر دیگر می آید و

آن قبلی را پاک می کند.

این فکر های پر از دلهره

گیج کرده اند مرا ...

 گیج!

لینک | نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 16:29 توسط نویسنده |