وای که من چقدر این عدد منحوس سیزده رو دوست دارم!!
.
..
...
قطار زندگی
آرام و بـی رمـق
به ایستگاه آخرش می رسد
کنار کلبه ای که روی سنگ آن تازه حک شده:
" شادروان . . . "
پیاده می شوی !
کوله بار خستگی
کف زمین ولو می شود؛
خوب که خیره می شوی به در . . .
اسم تو روی سنگ آن حک شده - ! -
چه زود نوبت تو شد
هنوز وقت داشتی
و یک عالمه کار ناتمام !
(اردیبهشت۸۴)
...
..
.
لینک
|
نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 21:36
توسط نویسنده |