تبليغاتX
نسل خرمالو

 

در دست احداث . . .

اینجا کارگران دست به اعتصاب زده اند! تهدید هم می کنند! ما مانده ایم و یک وبلاگ درب و داغون نصفه کاره و کلی آجر و ماله و آهک و سیمان که زیر دست و پامون ولو شدن!

شش!

 

می گه: صبر کن، قدیم ها خیلی صبور بودی . . .

گفتم: "صبر" و کلید پارکینگو با هم گم کردم!

 میخواهم اعتراف کنم!

تازگی ها اخلاقم عوض شده، عوض که چه عرض کنم عوضی شده!

 

صبح تا لنگ ظهر توی رختخواب غلت می زنم بدون اینکه واقعاً خواب باشم، ظهر تا عصر تبدیل می شم به یه پاچه گیر ِ درجه ی یک که حتی به دستگیره ی در هم گیر می ده! بقیه ی روز هم توی اینترنت پلاسم!

قبلاً یه وقت هایی یه حالی به کتاب هام می دادم و هر از چند گاهی از خجالتشون در میومدم و یه نگاه سرسری* بهشون می نداختم، اما حالا روی کتاب های بی زبون هم حداقل دو وجب خاک تلمبار شده!

قدیم ها یه نیمچه ایمانی داشتم که فرستادمش پی "صبر"ی که گم کرده بودم بگرده ولی انگاری خودش هم راهو گم کرده، چون خیلی وقت پیش باید بر می گشت . . . راستش دارم کم کم نگرانش می شم!

و حالا بدون "صبر" و "ایمان" شدم یه (سانسور شد!) که فقط به فکر خور و خواب و خشم و اینترنته!

همین . . . !

داره کم کم از خودم بدم میاد!

"کم کم " که نه . . .

انگار خیلی وقته که با خودم قهر کردم!

پیام ** sos  هم فرستادم ولی ... کو جواب؟!

می شه یکی یه راهی بهم نشون بده ؟! یه راه درست و درمون ... نه از این راه های کشکی که فقط حرفِش قشنگه . . .

یه سؤال دیگه هم دارم: می دونم که دوباره خُل شدم ... ولی " آیا امیدی به خوب شدنم هست؟ "

 

پ.ن.

*: سَرسَری sarsary))  :  همون "هول هولکی" یا "کشکی" است و به کاری اِطلاق می شه که فقط جهت رفع تکلیف صورت می گیره!

**: مخفف ِ save our ship   که قدیما کشتی های در حال غرق شدن استفاده می کردن و حالا تبدیل شده به نماد ِ " کمک خواستن" و یه چیزیه تو مایه های please help me  که فارسیش می شه : " جون ِ مامانِت کمکم کن! "

 

لینک | نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 14:8 توسط نویسنده |